دکتر علی شریعتی dr ali shariati - غلط های فراوان در کتاب اسلام شناسی شریعتی

دکتر علی شریعتی dr ali shariati

دکتر شریعتی دکتر علی شریعتی جملات سخنان عکس دکتر شریعتی جملات زیبای دکتر شریعتی

نقد شریعتی انحرافات دکتر شریعتی از نظر امام خمینی شهید مطهری علامه طباطبایی آیت الله مصباح پناهیان


«... دكتر علي شريعتي به حسن الامين (1) گفته مدركي براي وصايت حضرت علي نداريم و امين عصباني شده و در جواب گفته ژنرال فرانكو (2) براي خود جانشين تعيين نموده، چطور حضرت محمد براي خود جانشين تعيين نكرده و با عصبانيت حسينيه ارشاد را ترك نموده است... .» (3)


(1) علامّه، «حسن الامين»، مورّخ و نويسنده »دايره المعارف اسلامي شيعه» است. وي فرزند علاّمه سيد محسن الامين، فقيه و مرجع بنام لبنان بود.

(2) ژنرال فرانسیسکو فرانکو (۱۸۹۲-۱۹۷۵)
ديكتاتور اسپانيا بود . او پس از جنگ داخلي این کشور، از ۱۹۳۹ ميلادي، تا هنگام مرگش در ۱۹۷۵ ميلادي بر اسپانیا حکومت کرد.

(3) شريعتي به روايت اسناد ساواك، ج 2، ص38


http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/9387/C/13890226_199387.jpg


3مگابایت / حتماً حتماً دانلود کنید

استاد علیرضا پناهیان / فرمت:wmv

4دقیقه

دانلود




http://s2.picofile.com/file/7183053545/navigation_down_button_red.pnghttp://s2.picofile.com/file/7183053545/navigation_down_button_red.pnghttp://s2.picofile.com/file/7183053545/navigation_down_button_red.png

نظر شهید مطهری درباره شریعتی


نظر آیت الله مصباح درباره شریعتی


نظر امام خمینی درباره شریعتی


نظر علامه طباطبایی درباره شریعتی

+ علامه طباطبایی و ماجرای نپذیرفتن دکتر شریعتی


نظر سیدهاشم حداد و علامه طهرانی درباره شریعتی


نظر بزرگانی مثل علامه حسن زاده آملی و دکتر دینانی و استاد پناهیان درباره شریعتی










اساتید معنوی! دکتر علی شریعتی در گفته های خودش :



(پرفسور لوئی ماسینیون) استاد بزرگوار و نابغه من که خیلی چیزها از او دارم و در ساختمان من دست داشته است (کویر:78/2) پیرمرد چه قدر مقدس و عالی و شرافتمند و انسان بود (کویر:82/11) من در حضور او خود را در برابر یک روح بزرگ و یک انسان فرا ترویک خوبی مطلق و متعالی و یک انسان نفیس و بسیار کمیاب می یافتم (کویر:83/10) ممکن بود من بمیرم و هرگز چنو مردی را که به یک اعجاز می مانست نبینم؟ چه وحشت آور بود تصور آنکه ممکن بود چنین حادثه ای پیش نیاید (کویر:88/5)این روحها در کالبد من حلول کرده اند (کویر:88/15) براستی این قلب اواست که در سینه من می طپد (کویر:88/9)جلای سپیده دمی خدایی داشت و به او شکوه و قداستی خارق العاده می بخشید(کویر:79/10) او یک کاتولیک متعصب بود، مسیحی بودن در آب و گل او بود (کویر:95/16)

من (گورویچ) را تعظیم می کردم اما ماسینیون را تقدیس
(کویر:84/10) گورویچ که نگاهی جامعه شناس به چشمان من بخشید... و پروفسور(برک) که مذهب را نشانم داد (کویر:90/14) – (لوفور) – (سارتر) – (گورویچ) مغزم را پر می کردند، عقلم را سیر می کردند، مرا اندیشیدن می آموختند... ماسینیون را دوست می داشتم به او ارادت می ورزیدم، روحم را سیراب می کرد، قلبم را پر می کرد(کویر:ص84) این یهودی کمونیست سابق فراری روس که زندگیش به افسانه شبیه بود با لنین و تروتسکی همکار و همرزم بود(کویر:84/1)

(برگرفته از کتاب وسواس خنّاس ، تألیف مرحوم حجت الاسلام شیخ قاسم اسلامی)






نقد مختصری بر اسلام شناسي دكتر شريعتي


مؤلف: احمد اسدنژاد
نوبت  چاپ يكم
تاريخ چاپ:بهمن 1387
شمارگان: 2000 نسخه
قيمت: 2000 تومان
 شابك : 2 – 478 – 330 – 964 – 978 .
كليه  حقوق براي مؤلف محفوظ است 


پيش گفتار

آنچه پيش روی شما است ارزيابی و نقد برخی گفتار‌های استاد دکتر علی شريعتی در کتاب اسلام شناسی است. چنين به نظر می‌رسد که نويسنده‌ی آن تصميم داشته است با نگرشی جامعه شناسانه ـ که البتّه رشته‌ی مطالعاتی ايشان بود ـ به شناخت تازه‌ای از اسلام دست يابد و تحليل‌هاي نوي ارائه کند. به همين سبب ناچار در همه‌ی عرصه‌های اسلامی (مبانی دين، حديث، تاريخ، اعتقادات و...) قلم فرسايی شده است و شايد همين اظهار نظرهای پراکنده گاه نويسنده را به حوزه‌هايی وارد ساخته است که بدان آشنايی کامل نداشته است.

شيوايی گفتار و مهارت بيان و نگارش و آشنايی با دانش جامعه‌شناسی از امتيازات دکتر علی شريعتی بود و اگر فردی به صداقت و خير خواهی ايشان در هدايت نسل جوان اعتقاد داشته باشد می‌تواند بپذيرد که اگر وی با اطلاعات تاريخی بيشتری بدين حوزه وارد می‌شد و از اظهار نظر در مسايلی که بدان آگاهی کامل نداشت پرهيز می‌کرد، در اين زمينه می‌توانست تحليل‌های علمی دلپذير و شگرفی ارائه کند.

اين نگاشته در پی عيب‌يابی آثار ايشان نيست. هدف آن است كه  حقيقت در آن جنبه‌ها که ايشان به اظهار نظر نادرست پرداخته است، روشن شود تا مباد که فردی با مطالعه‌ی آثار ايشان به راه خطا رود و از طريق انصاف دور بماند.

اگر در نگاشته‌ها و تحليل‌هاي ما اشتباه و انحرافي مشاهده فرموديد با بزرگواري خود بر ما خرده نگيريد و پيشنهاد و انتقاد خود را در ميان گذاريد، كه مشتاقانه از آن استقبال خواهيم كرد.

پيشتر، از استاد ارجمند جناب آقای دکتر محمد رضا فاخری و حديث‌شناس فرزانه دانشمند محترم آقاي حاج شيخ مرتضی فرج‌پور كه در تكميل اين كتاب حقير را ياری نمودند، تشکر می‌کنم. خداوند همه‌ی ما را از فضل نعمت هدايت بهره‌مند سازد.

 احمد اسدنژاد
29/10/1387


متن کامل اين کتاب در ۱۵ بخش تقطيع شده است.

بخش اول

بخش دوم

بخش سوم
بخش چهارم

بخش پنجم

بخش ششم

بخش هفتم

بخش هشتم

بخش نهم
بخش دهم

بخش یازدهم

بخش دوازدهم

بخش سیزدهم
بخش چهاردهم

بخش پانزدهم








 عکس : قبر یکی از قاتلان شهید مطهری


وفا قاضی زاده، عضو گروه فرقان و همراه محمدعلی بصیری(ضارب شهید مطهری) و راننده خوردوی حامل تروریست های فرقان که در حین دستگیری در تاریخ 4 بهمن 1358 کشته شد.



به بیانات حضرت آیت الله مصباح یزدی درباره این قاتلان رجوع کنید

و تأثیرپذیری این جماعت از شریعتی را ملاحظه کنید.















برچسب‌ها: دکتر علی شریعتی, نظر, بزرگان, عکس, انحرافات
+ نوشته شده در  شنبه 1391/08/27ساعت 0:36  توسط بیانگر حقایق  | 

کتاب آسیب شناسی دین پژوهی معاصر عبدالحسین خسروپناه نقدشریعتی سروش بازرگان تبیین برخی انحرافات شریعتی

نظر جناب "داراب محمدی" عزيز هم درج شد. در قسمت نظرات پست قبل.

----------------------------


لطفاً برادران و خواهران افراطی نظراتشون رو مرحمت نفرمایند و برای خودشون نگه دارن.

کسی که از فرط افراط و تعصب به خود زحمت نمی دهد مطالب وبلاگ را یک بار درست بخواند و فقط تا می بیند که وبلاگ علیه دکتر شریعتی است شروع می کند به فحاشی، همان نظر ندهد سنگین تر است.


آنچنان نظرات خنده دار و بی منطق و متعصبانه ای می فرستند بعضی ها... آدم تعجب می کنه... 

انسان عاقل وقتی می خواهد نظری بدهد یا چیزی بنویسد اول کمی فکر می کند تا به تناقض گویی و بافتن سخنان پرت و بی ربط دچار نشود.


http://s1.picofile.com/file/6547791746/zan_dr_ali_shariati.jpg

http://s1.picofile.com/file/6547794764/zan_farzand_dr_ali_shariati.jpg

شهید آیت الله مطهری در ابتدای نقدهای کوتاهی که بر جزوه اسلام شناسی دکتر شریعتی نوشته اند (الآن به صورت کتاب درآمده)، در رابطه با غالب آثار دکتر چنین یادآور می شوند :

«این جزوه مانند غالب نوشته های نویسنده، از نظر ادبی و هنری، اعلی و از نظر علمی، متوسط است و از نظر فلسفی، کمتر از متوسط و از نظر دینی و اسلامی، صفر است».

استاد مطهری و روشنفکران-ص۳۴ همچنین حواشی ایشان بر کتاب اسلام شناسی شریعتی به صورت مجزا چاپ شده است.


شهید آیت الله مطهری در یادداشت هایی که بر کتاب اسلام شناسی دکتر شریعتی نگاشته است چنین می نویسد:

«نویسنده جزوه نظر به غرور بی حد و نهایتش –همان طور که خاصیت هر مغروری است- عقده ندانستن علوم اسلامی از فلسفه، کلام، فقه، عرفان و غیره دارد و با دو نمود روانی، عقده خود را اشکار می کند؛ یکی آنکه هی مرتب اسما و عناوین را از قبیل مشبّهه، مجسّمه، وحدت وجود، کثرت وجود، حلولیّه، غنوصیّه، انوار اسفهبدیّه، و غیره تکرار می کند به علامت اینکه ما هم اهل بخیّه ایم و از طرف دیگر به شدت آن را نفی می کند و بی ارزش می خواند، در صورتی که اگر دچار چنین غرور و خودبزرگ بینی نبود، مانند هر جاهل بی خبر دیگر، نه مدعی می شد و نه انکار می کرد.

ایشان برای اینکه بچه ها باور کنند که ایشان هم اهل بخیّه اند و همه را می دانند، سرفصل ها و رشته ها و فرقه ها را نام می برند برای آنکه خدای ناخواسته کسی توقع زیادتری نداشته باشد و کتابی را جلوی ایشان نگذارد که بسم الله این نیم صفحه را از فلان کتاب معنی بفرمایید، می فرمایند ولی همه این ها حالات واهی است و یک ذره معنا ندارد، نه این که معنا دارد و من نمی فهمم».

کتاب استاد مطهری و روشنفکران، ص42


کسی که اسلام شناس نیست چه حقی دارد چند جلد کتاب اسلام شناسی بنویسد؟! جز این که مطالب اسلام را تحریف کند و گمراهی بیافریند برای جوانان خام، و عاقبت خود را تیره و تار کند.

شواهد بسیاری بر این مطالب و دیگر انحرافات دکتر شریعتی در تمام وبلاگ موجود است. ملاحظه بفرمایید.


----------------------------


یک نمونه از ده ها مطالب مزخرف و دروغی که در کتاب اسلام شناسی دکتر شریعتی آمده است:

علی که هنوز چنین حرکاتی را نمی شناخت ، شگفت زده می نگریست ، انتظار می کشید تا محمد و خدیجه نمازشان را سلام دادند.

-         در برابر که به سجده می روید ؟

-         در برابر الله که مرا به رسالت مامور کرده است تا مردم را به او بخوانم ، از تو می خواهم که به او بگروی و به رسالت من ایمان آوری ، سپس او را به انکار بتان دعوت کرد و آیاتی را که رسیده بود بر او خواند .

علی گرچه هنوز پسر بچه ای هشت ساله است و تحت تکفل محمد و به او سخت ایمان دارد ، اما مردی که جرثومه (جنین) اش را با استقلال و استقامت سرشته اند ، نمی تواند بدین سادگی عقیده ای را بپذیرد و یا به دروغ بدان تظاهر کند ، گفت : «به من مهلت دهید تا در آن بیندیشم و با پدرم ابوطالب مشورت کنم.» اطاق را ترک کرد و یک راست به سوی خوابگاه خویش رفت و شب را در اندیشه این دعوت گذرانید ، آیاتی را که محمد بر او خوانده بود ، محمد را ، و رسالتش را ، بتان را ، الله را ، همه را در مغز جوانش مجسم می کرد...
(اسلام شناسی علی شریعتی چاپ طوس ص488)

----------------------------

دوستان عزیزی که نظر میفرستن به تذکر بنده در 2 پست قبل (با عنوان هوالحق) توجه بفرمایید لطفاً.

----------------------------

http://www.poiict.org/files/list/b9cd8ca080239bd830bedce1074c277f.jpg


کتاب آسیب شناسی دین پژوهی معاصر اثر عبدالحسین خسروپناه در حجم 672 صفحه و با قیمت 8000 تومان توسط سازمان انتشارات پژوهشگاه منتشر شد.

کتاب آسیب شناسی دین پژوهی معاصر به سه گفتمان دین شناسی مهندس بازرگان، دکترشریعتی و دکترسروش می پردازد. این سه شخصیت به نحوی در اندیشه دینی معاصر تأثیرگذار بوده اند، اما تا کنون منظومه فکری آنها مورد نقد و بررسی قرار نگرفته بود؛ بنابراین ارائه تحقیق مستقلی که به ارزیابی این سه گفتمان فکری بپردازد لازم می باشد. کتاب آسیب شناسی دین پژوهی معاصر ضمن تدوین چیستی دین پژوهی و آسیب شناسی و روش شناسی آن، عناصر اصلی سه گفتمان دین شناسی بازرگان، شریعتی و سروش را تبیین، تحلیل و ارزیابی می کند.

این کتاب با روش درون و برون دینی به بیان آسیب های دین پژوهان معاصر می پردازد که شامل فصول: ادبیات آسیب شناسی دین پژوهی معاصر، چیستی آسیب شناسی، تبیین مفهوم مغالطه، مفهوم و ضرورت آسیب شناسی دینی، چگونگی مسأله سازی در آسیب شناسی دین پژوهی، گستره دین پژوهی معاصر، روش شناسی آسیب شناسی دین پژوهی معاصر، گونه های جریان های دین پژوهی ایران معاصر می باشد. و در بخش دوم به آسیب شناسی دین پژوهی بازرگان می پردازد، و در بخش سوم و چهارم به آسیب شناسی دین پژوهی دکترشریعتی و سروش می پردازد.


علاقمندان می توانند برای دریافت اطلاعات بیشتر با شماره تلفن های 88503341 و 88505402 تماس حاصل نمایند.



البته بنده که می دانم باز عده زیادی متحجر می آیند می گویند :

این خسروپناه کی هست اصلاً ؟! در حد شریعتی نیست ! شریعتی را کسی نمی فهمد ! هیچ کس حق نقد شریعتی را ندارد و ...


تعصب جاهلیه دیگه ...


+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/11/10ساعت 21:25  توسط بیانگر حقایق  | 

نظرات موافق و مخالف درباره دکتر علی شریعتی


بسم الله الرحمن الرحیم

مروری بر برخی نظرات جدید : (یکشنبه 5 ربیع الاول 1433 / 9 بهمن 90)


دو نظر به عنوان تایید فرستاده شده است :

1- سیدی بزرگوار فرمودند : "سلام...
خدا پدرتو بیامرزه که بالاخره یکی پیدا شد تو این نت حرف دل مارو بزنه و بیخودی از الفاظ شیک و شکلات پیچ فانتزی این آقا حمایت نکنه...عده ای فقط میخوان ضعفاشون رو با گفتن جملاتی از این آقا بپوشونن که واقعا این بسیار دردناکه که حتی دانشجویان نیز بعضا در دام اینطور چیزا میافتن...ممنون از روشنگریتون...چند پست قبل بنده هم در نقد شریعتی بود ولی فقط یه جمله بود...یا حق..."

2- جناب "صبا" فرموده اند : "آقا گل کاشتید منم اینور و اونور مطالبت رو مطرح میکنم
دستت طلا اخوی یاعلی"


آقا محمد عزیز که قبلاً هم نظری فرستاده بودند که بنده در مطلب بقبل پاسخ گفتم دوباره نظری فرستادند که به آن می رسیم.

چند نظر مخالف آمده که بنده قبل از بررسی آنها یک نکته عرض کنم :

روانشناسی افرادی که محب شدید دکتر شریعتی هستند در نظراتی که می فرستند تا حدودی مشخص می شود:

1- برخی از این عزیزان چنان داغ می کنند و جوش می آورند که جملاتی بی ربط و پر از توهین و بی منطق و حتی از لحاظ املایی پر غلط می نگارند.

2- برخی عزیزان (حتی مذهبی) چنان غرق عشق دکتر شریعتی اند که مطالب وبلاگ را می خوانند و اصلاً انگار در این وبلاگ مطلبی نگاشته نشده و خیلی راحت می گویند ما که حرفی ندیدیم... و یا می گویند سوء تفاهم شده دکتر منظورش این نبوده و ... گویند دو نفر اختلاف کردند که روز است یا شب از فرد سومی پرسیدند نظر تو چیست؟ گفت : من هم در این شهر غریبم... برخی دوستان تعصب را باید کنار گذاشته و حقایق مثل روز را بپذیرند.

3- برخی از این عزیزان برای رد ما از جملات و ادعاهای بی اساس خود شریعتی استفاده می کنند، شریعتی می گوید فلان... پس مطالب وبلاگ شما کلاً بی خود است!!


چند جمله از همین چند نظری که اخیراً آمده می آورم. بماند که بنده قریب به 1000 نظر مخالف در این وبلاگ و وبلاگ سابقم که هک شد دریافت کردم و با دقت بررسی کردم. فعلاً فقط عباراتی از همین عزیزانی که دیروز نظر فرستاده اند می آورم :


جناب "یه رهگذر" :

"... حالا من نمیدونم عناد شماها با دکتر چیه؟؟؟حالا چون دکتر نماز نمیخوند ادم بدیه؟؟؟بویی از اسلام نبرده و بدون هیچ مدر کی ؟؟؟حالا چون فلان عالم گفته ایشون ماسون هستن...!!!؟؟؟مگه اون عالم معصوم هستن یا علم غیب دارن که هر چی گفتن درست باشه؟؟؟اگه تونستی یه مدرک دال بر ماسون بودن ایشون پیدا کنی هر چی خواستی به من بگو...!!!اگه شهید مطهری یا امام ره نظری در مورد ایشون داشتن استنباط خودشون از یه آدم بوده.دلیل نمیشه درست باشه...!!! ..."

پاسخ این دوست عزیز واضح است، اما جواب کوتاهی به چند جمله ایشان عرض کنم : اولاً بله، آن شاگرد برجسته  آیت الله سید علی آقا قاضی که مقامی بسیار بالاتر از آیت الله بهجت داشته، علم غیب داشته و با دو بار رفتن بر سر قبر شریعتی و شهود حقایق باطنی فرمودند که او چنین و چنان بوده.

ثانیاً ماسون بودن یا نبودن دکتر شریعتی مهم نیست. انحرافات شریعتی به قدری هست که ماسون بودن اش چیز زیادی به آن اضافه نمی کند، وقتی حضرت امام و عرفای کامل دیگری او را مسلمان نمی دانسته اند، دیگر ماسون بودن یا نبودن اش زیاد مهم نیست.


به ادامه سخن این عزیز توجه کنید : "شما هم اگه میخوای ثابت کنی ایشون آدم بدیه دلایل عقلی بیار نه نقلی...در ضمن واسه شمایی که به دلایل نقلی راضی میشی منم یه دلیل نقلی از سید خودم امام خامنه ای حفض الله بسنده میکنم و امیدوارم با این قضاوت های بی اساس گورتون رو تنگ تر نکنید آقا(البته استناد نمیکنم):
به نظر من درست نیست که برخی ها شریعتی رو مثل یه پیغمبر می پرستند و بزرگش میکنن و اینم درست نیست که برخی ایشون رو بدون دلیل منطقی و درست میکوبن.ایشون یه محسناتی داشته و یه معایبی هم داشته و دیدگاه های غلطش در مورد مبانی اسلامی به خاطر نداشتن تخصص کافی تو این امور بوده ولی این دلیل نمیشه که تمام آثارش اشتباه باشه...!!!"


پاسخ :

اولاً : "حفظه الله" درست است با "ظ" و ضمیر "ه"

ثانیاً : حضرت آقا فرمودند بدون دلیل نکوبید یعنی با دلیل می تونید بکوبید.

ثالثاً : ما هم نمی گوییم تمام آثارش اشتباه است. می گوییم چون تخصص در مبانی اسلامی نداشته کار غلطی کرده اسلام شناسی (به تعبیر آیت الله شهید مطهری : اسلام شاعری) کرده، و یک مشت سخنان باطل و بی اساس و دروغ را به اسلام و خدا و اهل بیت علیهم السلام نسبت داده.


همین دوست عزیز که این نظر را فرستاده، نظر دیگری هم فرستاده :

"نوح پیغمبر خدا بوده ،پسرش از کفار بوده با اینکه پیغمبر زاده بوده ولی باز هم کافر ماند
پس میتوان نتیجه گرفت نوح پیغمبر (آدم)بدی بوده...!!!منطق شما همینه درسته...!!!؟؟؟"

پاسخ : اگر 30 ثانیه ایشان فکر می کرد چنین توهمی در مورد عرض بنده نمی کرد. بنده در آن مطلب نگفتم پدر دکتر شریعتی آدم بدی بوده، سخن بنده این است که علی شریعتی بچه آخوند بوده و پدرش عالم، اما علی شریعتی می رود با زن بی حجاب ازدواج می کند و زنش در ایران و اروپا بی حجاب می گشته.


بنده وقت و حوصله بررسی نظرات را به این شکل ابداً ندارم. از باب نمونه نظرات دیروز را بررسی کردم تا دوستان فکر نکنند نظراتشان دیده نمی شود و بررسی نمی شود.


دوست عزیز دیگری (hashem) گفته :

مخالفت دکتر شریعتی با روحانیون این بود که شریعتی می گفت نگویید روحانی بگویید عالم دینی...

و در ادامه گفته اند : من که هنوز نقد جالبی بر علیه دکتر شریعتی نشنیدم که واقعا درست باشد. اگر هست، آدرس بدهید، مطلع شوم.

پاسخ : این تصور شماست برادر محترم،‌ شریعتی به صراحت از اسلام منهای روحانیت سخن می گوید و مخالفت اش با اسلام و علما خیلی بیشتر از این حرفاست.

دست از تعصب بردارید نقدهایی به صراحت آفتاب موجود است.


برادر دیگری "آقا جلال" گفته :

"فقط کسی می تواندنظرش مهم باشدوقابل پذیرش که ایمانش برایش نام ونان نیاورده بلکه نام ونانش درخدمت ایمانش است."

پاسخ : این هم از همان جملات معروف شریعتی است که عرض کردم اکثر آنها باطل و مزخرف و بی اساس است. (مزخرف فحش نیست، زخرف چیزی است با ظاهر زیبا و باطن بی ارزش)

اولاً دکتر شریعتی با جمله ای ادبی و متعفن، نان امام زمان (عجل الله فرجه) و شهریه اندک طلاب حوزه های علمیه را زیر سوال برده و همه علما و عرفا و فقهای شیعه را تخطئه می کند. (البته او متخصص تمسخر طلاب و توهین به علما است، آگاهان مطلع اند که ایشان وقتی می خواسته جوک بگوید و حماقتی را بیان کند می گفته : یک طلبه بود که ...، توهین های صریح دکتر شریعتی به بزرگترین علمای شیعه هم که مشهور و متواتر و مستند است)

ثانیاً در همیشه تاریخ علمای حقیقی نام و نانشان در خدمت ایمان بوده.


یک نکته مهم :

-- یکی از خصوصیات بارز سخنان، کتاب ها و افکار دکتر شریعتی تناقض گویی و دوگانگی در رأی و نظر و گفتار است، اما نقدهایی که عرض می کنیم ناظر به محکمات تفکر شریعتی است و سخنان و نوشته هایی که در پایان عمر داشته (مانند نامه ای که در اواخر عمرش نوشته و منتشر شده) --


سرور عزیز "آقا محمد" فرمودند :

"سلام
ممنون از پاسختان. اما اینکه گفتید:«اما چشم، اگر توفیقی شود به نقد محتوای مطالب شریعتی هم می پردازیم. اگرچه زیاد اهمیتی هم ندارد.» دقیقا به نظر من خیلی اهمیت دارد. چون خیلی ها نمی دانند مثلا فلان حرف فلان جمله دقیقا اشکالش کجاست؟؟؟!!! در حالی که اگر اشکالش گفته شود خیلی ها می پذیرند. پس باید دقیق و علمی حرفها و عبارات دکتر نقد شود.


یکبار با یکی از متخصصین امر مکاتبه می کردم به او گفتم آیا کتب سروش و شریعتی جزء کتب ضاله هستند یا خیر؟! ایشان فرمود:«خيلي ها از ترس اينكه متّهم به انديشه ستيزي شوند، در جواب اين سوال، يا جواب منفي مي دهند يا دو پهلو سخن مي گويند. امّا حقير به عنوان كسي كه هم تخصّص در فلسفه دارم هم در كلام اسلامي، و سالهاست با دانشجويان در ارتباطم به جرأت مي گويم كه براي درصد بالايي از دانشجويان ما، كتب اين دو نفر جزء كتب ضالّه محسوب مي شوند.


و خطر شريعتي نه تنها از سروش كمتر نيست، بلكه صدها برابر از او خطرناكتر مي باشد. البته سخنان درست و زيبا در كلام او فراوان يافت مي شود؛ امّا سموم كلام وي ـ كه اغلب نيز پنهانند ـ چنان مهلك مي باشند، كه صد برابر آن حرفهاي خوب او هم نمي توانند مضرّات كتابهايش را خنثي كنند.

البته كتابهاي او براي افراد داراي قوّه ي نقد نه تنها ضرري ندارد، بلكه فوايد فراواني نيز از آنها مي برد.» پس نقد جدی مطالب و کتب شریعیتی لازم است."


پاسخ : چشم، إنشاءالله، به لطف خدا و امام زمان (عجل الله فرجه) اگر عمر و توفیقی بود حتماً.





+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/11/09ساعت 3:32  توسط بیانگر حقایق  | 

هوالحق

با سلام و عرض ادب و احترام خدمت برادران و خواهران عزیز و محترم. خصوصاً سروران عزیزی که با نظرات مخالف و موافق ما را یاری نمودند.

چند وقتی می شود که این وبلاگ را آپدیت نکرده ام. امروز می خواهم چند خطی بنویسم.

لطفاً دوستان روی این سخنان اندیشه کنند و سپس برای ما نظر بفرستند، خوشحال میشویم.


بسم الله الرحمن الرحیم

- دوستانی که اسلام و مبانی اسلامی را قبول ندارند و به علمای اسلام توهین می کنند بدانند که روی سخن ما در این وبلاگ با آنها نیست و نظرات و توهین های آنها فقط موجب خنده و انشاءالله ترفیع درجه است.

- دوستانی که به جای تفکر روی مطالب وبلاگ به علت تعصب بسیار شدید روی شریعتی، سخنانی بی منطق و بی ربط ارائه می کنند، آنها هم بدانند که مخاطب این وبلاگ نیستند، زحمت نکشند.


- بزرگواران محترم، برادران و خواهران عزیزی که حقانیت اسلام و شیعه و علمای ربانی ای مانند حضرت امام، علامه طباطبائی، شهید مطهری و ... را قبول دارند لطفاً دقت و توجه نمایند :


آیت الله شهید مطهری نابغه ای بود که علوم مختلف اسلامی را مسلط بود، تعابیر حضرت امام و مقام معظم رهبری و دیگر بزرگان درباره ایشان بسیار واضح است.

* ایشان در مسائل عمیق و مختلف اسلامی در حوزه های فلسفی و اجتماعی و اخلاقی و ... متخصص است، و سخنانی ناب و عمیق دارد، چگونه است که در مسئله شریعتی ایشان را متهم به نفهمی می کنید ؟ شهید آیت الله مطهری دکتر شریعتی را به خوبی می شناخته، با او حشر و نشر داشته، کتاب های او را خوانده بوده، بسیار با او آشنا بوده. تعابیر و جملات شهید مطهری درباره شریعتی را ببینید.


علامه طباطبایی استاد مقام معظم رهبری، آیت الله مکارم، نوری همدانی و ... است، شاگردان معروف ایشان هم که علامه حسن زاده آملی، علامه طهرانی، آیت الله جوادی آملی، آیت الله مصباح یزدی، آیت الله عزالدین زنجانی، دکتر دینانی، آیت الله انصاری شیرازی و ... هستند.

* همین مسئله در مورد علامه طباطبائی هم هست. ایشان که کتاب های شریعتی را خود مطالعه کرده بود و به شاگردان هم داده بودند برای نقد، کتاب های شریعتی را دارای اشکالات اساسی اعتقادی می دانند... استاد دینانی نقل می فرمودند که در آن جلسات علامه حسن زاده آملی نیز درباره کتاب های دکتر شریعتی نظر بسیار تند و مخالفی داشتند.

* حضرت امام خمینی که بی نیاز از تعریف و توصیف است. دو سند بسیار محکم درباره نظر ایشان درمورد شریعتی منتشر کردیم.

* علامه طهرانی عارف کامل بالله و بأمرالله هستند، که نظر ایشان درباره شریعتی را ملاحظه فرمودید.

* همچنین سیدهاشم حداد از اقدم و افضل تلامذه عارف کامل آیت الله قاضی (استاد آیت الله بهجت و بسیاری از اولیاء الهی)، که وصف مقامات ایشان به تفصیل در کتب موجود است. ایشان شریعتی را فردی گمراه و منحرف و از وابستگان به فراماسونری و انگلیس خبیث می دانسته.

* آیت الله مصباح یزدی که برای همه دوستان اصولگرا، بسیجی، حزب اللهی و مذهبی و ولایی واضح است که چقدر مقام و منزلت و علم و تقوا دارد. تعابیر مقام معظم رهبری در مورد ایشان بسیار واضح و صریح است.


اینها همه فرموده اند شریعتی منحرف بوده و کتاب هایش پر از اشکالات اساسی است.


از روز اول ما فریاد زدیم که این وبلاگ فقط جهت ارائه نقدهایی است که به شریعتی شده. قطعاً شریعتی منفی مطلق نیست و نکات مثبتی دارد، مثلاً بیان و نوشتار قوی و زیبایی دارد، مثل خیلی افراد منحرف و بی دین که منفی مطلق نیستند.

نزدیکان آیت الله شهید مطهری می گویند که برای شهید مطهری مسلم شده بود که شریعتی نماز نمی خواند و با ساواک مرتبط است. (برای ایشان با اسناد و مدارک محکم این مطلب ثابت شده بود، اما برای دیگرانی مثل مقام معظم رهبری و شهید بهشتی که این مخالفت را مثل ایشان نداشته اند با شریعتی، حتماً برایشان ثابت نشده بوده است در آن ایام)

بنده نیز از فردی که مدتی با شریعتی نزدیک بوده شنیدم که می گفت: چند روز با شریعتی در اتاقی کوچک بودیم و یقین کردیم او ابداً نماز نمی خواند.

اتفاقاً دکتر دینانی هم وقتی پیش ایشان گفتم که شهید مطهری معتقد بوده شریعتی نماز نمی خوانده، فرمودند: بله شریعتی همینگونه بود.

کتاب های شریعتی پر است از اشکالات اساسی اعتقادی و دینی که تاکنون چندین نقد بر کتاب های او نوشته شده که می توانید به آنها مراجعه بفرمایید.


آیا باز هم دوستان عزیز و مذهبی قصد دارند از شریعتی دفاع کنند ؟؟!!!

به چه حجت شرعی نام او را تبلیغ می کنید ؟؟!! اگر باعث شد جوانی کتابی از شریعتی بخواند و شبهاتی دینی برایش ایجاد شود، تا قیامت هر گناه و انحرافی به خاطر آن شبهات پیدا کند شما هم مسئولید !


(لطفاً برای ملاحظه بخشی از اسناد سخنانی که در بالا آمده مطالب وبلاگ را با دقت مطالعه بفرمایید)


دو سرور گرامی {آقایان سید مرتضی(1) و محمد(2)} در قسمت نظرات فرمودند :

(1) : ... لطف بفرمایید این کتاب رو هم مطالعه کنید. دکتر شریعتی ، جستجو گری در مسیر شدن ...

عرض می کنم : بنده این کتاب را سابقاً مطالعه کرده ام و اتفاقاً آن موقع با شریعتی مخالفت جدی نداشتم اما هرچه بیشتر در مورد دین و مبانی قرآنی عرفانی حکمی حدیث و ... مطالعه کردم بیشتر به انحرافات شریعتی پی بردم. در ضمن کتاب های خود شریعتی را هم خوانده ام.

---------------

(2) : ... در مورد شریعتی ببنید خودتان هم گفتید افرادی هستند که اصلا به اسلام و مبانی آن اعتقادی ندارد آنها هیچ. اما در نظر خیلی از حزب اللهی ها فقط چون آقا از شریعتی حمایت کرده همین برایشان کافی است که نظر بقیه علما را دور بیندازند. و این متأسفانه اشکالی است که خیلی از حزب اللهی ها دارند که حتی در مباحث علمی نیز نظر آقا فقط برایشان مهم است و لا غیر. و هر چقدر هم به آنها گفته شود آقا فقط حکمشان آنهم در مسائل حکومتی واجب الاتباع است قبول نمی کنند. البته این مسأله هم برمی گردد به ضعف در مبانی چون متأسفانه علیرغم خلوص نیت حزب اللهی ها قطعا خیلی هاشان اصلا با مبانی نظریه مترقی ولایت فقیه آشنا نیستند. بهمین خاطر است که اگر کوجکترین حرف مخالفی بشنوند بجای نقد و تجزیه تحلیل علمی می آیند فحش می دهند توهین می کنند که فلانی هم ضد ولایت فقیه است. در حالی که خودشان نیز اصلا نمی دانند ولایت فقیه چیست و مبانی و اصولش چیست.
پس پیشنهاد من این است که شما از این به بعد بجای نقل قول از دیگران(هر چند این نقل قولها نیز باشد) وارد نقد خود کتب و مطالب شریعتی شوید اثرش خیلی بیشتر است.

عرض می کنم : بسیار درست فرمودید، متاسفانه حقیقتی است این مطلب، گرچه سخن یا رفتاری که ذره ای باعث تضعیف مقام ولی فقیه و حضرت آقا بشود قطعاً حرام است. اما سخن بنده با این سروران مکرم که تابع نظرات مقام معظم رهبری هستند (در تمام مسائل (غیر حکومتی) قرآنی فلسفی و عرفانی و فقهی و کلامی... )، این است :

عزیزان من، سالها پیش مقام معظم رهبری که از همان موقع تا الآن به لطف خدا همیشه شخصیت حقوقی بالایی در کشور دارند، در مورد یک فرد نظری داشته اند و بیان کرده اند. شما از کجا می دانید الآن هم نظر ایشان همین است ؟!!؟ اصلاً خود ایشان به اینجور تعصب ها راضی نیستند ! شما بزرگمردی مانند آیت الله مصباح یزدی که عمار و بیشتر از عمار هستند برای رهبری را مگر نمی شناسید ؟!! ایشان تندترین و شدیدترین مخالفت با شریعتی را بیان می کند، مصاحبه می کند، در کتاب ها می آورد... ایشان بصیرت ندارد ؟؟!!

آیت الله مصباح می فرمایند : گروهک فرقان که بازجویی می شدند یکی از علت های ترور شهید مطهری را مخالفت ایشان با شریعتی و شهید ندانستن او اعلام کرده بودند. ایشان شریعتی را عامل مهمی در برخی انحرافات فکری می داند و ...

تعصب و بسته فکر کردن و آزاد اندیش نبودن را نه دین ما تأیید می کند نه رهبر معظم و بزرگوار و محبوب ما.

چون یک فکری در جامعه رایج است دلیل بر صحت آن است ؟ خیلی حرام ها و منکرهای دیگر هم در جامعه جاری و ساری است و جا افتاده است.

اما در مورد نقد محتوای مطالب دکتر شریعتی :

بنده چند خط بالاتر عرض کردم که چندین کتاب در مورد نقد مطالب کتاب های شریعتی نوشته شده است.

از جمله همین نقدهای شهید آیت الله مطهری بر کتاب اسلام شناسی دکتر شریعتی که البته به علت شهادت ایشان ادامه نیافت و اندک است.

اما چشم، اگر توفیقی شود به نقد محتوای مطالب شریعتی هم می پردازیم. اگرچه زیاد اهمیتی هم ندارد.


-----------------------------------------------


یک نکته در مورد جملات ادبی و زیبای دکتر علی شریعتی :

بسیاری از این جملات به ظاهر زیبای ایشان در غایت سستی و انحراف و بی پایگی هستند... خصوصاً برخی جملات معروف ایشان.

جناب استاد پناهیان مانند جناب دکتر حسن عباسی، دکتر رحیم پور ازغدی، استاد خسروپناه و برخی اندیشمندان حوزوی و دانشگاهی دیگر، در سخنرانی هایشان نقدهایی جدی به مطالب دکتر شریعتی مطرح می کنند.

*** در آخرین مورد که بنده دیدم، در برنامه بسیار زیبا و مفید سمت خدا (شبکه 3) مجری برنامه به مناسبت ایام محرم جمله ای از دکتر شریعتی بدون ذکر نام دکتر خواند ("... افسوس به جای افکارش زخم‌هایش را نشان‌مان دادند و ...")، و نظر استاد پناهیان درباره این جمله را جویا شد و جناب حجت الاسلام والمسلمین پناهیان در توضیح و تبیینی بسیار زیبا، غلط بودن و انحراف و سستی شدید این جلمه را بیان نمودند.


شخصیتی که در غرب جامعه شناسی خوانده و خوب هم به جامعه شناسی و تاریخ مسلط بوده اما درمورد اسلام و مبانی دینی اصلاً اطلاع کافی نداشته و کاملاً از لحاظ دینی بی سوادانه سخن گفته. پدرش روحانی بوده اما با یک دختر بی حجاب ازدواج می کند و سالهای سال در ایران و اروپا زنش بی حجاب بوده (حدیثی که می فرماید آنکه غیرت ندارد دین ندارد اینجا قابل تأمل است) و به نماز و احکام دیگر شریعت هم تقیدی محکم نداشته، امام خمینی او را مسلم نمی دانسته و و و ... ؛ دفاع از او و تبلیغ شخصیت و آثار پر از انحراف او چه معنی ای دارد؟


همه اینها را با سند خدمتتان عرضه کردیم. لطفاً اگر بیانی منطقی دارید بفرمایید. اگر نه لطفاً تعصب را کنار گذاشته و بپذیرید.

+ نوشته شده در  جمعه 1390/11/07ساعت 2:13  توسط بیانگر حقایق  | 

دستخط استاد شهید آیت الله مطهری / کتاب اسلام شناسی دکتر شریعتی

آنچه در زیر می آید و بی‌نیاز از هر توضیحی است، تصویر دستخط استاد شهید آیت الله مطهری است که در حاشیه یکی از صفحات کتاب اسلام شناسی شریعتی نوشته شده است و نظر صریح شهید مطهری را نسبت به افکار و آثار شریعتی نشان می دهد. این سند، دلیل روشنی است بر آنکه صحبت های دهه چهل شهید مطهری راجع به شریعتی را (درحالیکه شریعتی هنوز به حسینیه ارشاد نیامده بود و افکارش را به تمامه عرضه ننموده بود) نباید با نظرات بعدی و آخری شهید مطهری (که نظر اصلی ایشان محسوب می شود و این نوشته نمونه ای از همان نظرات اصلی است) اشتباه گرفت :
 
 [متن دستخط شهید مطهری: این جزوه مانند غالب نوشته های نویسنده، از نظر ادبی و هنری اعلی است و از نظر علمی متوسط است و از نظر فلسفی کمتر از متوسط و از نظر دینی و اسلامی صفر است.]
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/05/03ساعت 23:31  توسط بیانگر حقایق  | 

آیت الله مصباح ؛ شهید علامه مطهری و اشتباهات فراوان شریعتی ...

http://s1.picofile.com/file/6739234404/motahari_mesbah.jpg

شهید مطهری و آیت الله مصباح یزدی را عموم صاحب نظران، دو شخصیتی می شناسند که از پیش از انقلاب، در باره مرزهای عقیدتی حساسیت خاص و بصیرتی مثال زدنی داشته اند. از همین جهت بوده که در باره مصادیقی معین هم بین این دو بزرگوار اشتراک نظر و عمل یافت می شود. 

یکی از این موارد، اشتباهاتی بوده که در آثار دکتر علی شریعتی یافت می شده است. آیت الله مصباح یزدی در راستای اصلاح این موارد دست به تلاشی گسترده زدند و حتی تلاش نمودند ...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/03/10ساعت 18:54  توسط بیانگر حقایق  | 

علامه طباطبایی و دکتر شریعتی - نامه - پرسش از علامه طباطبائي

http://www.bibaknews.com/files/fa/news/1390/2/10/5349_569.jpg

+ نوشته شده در  شنبه 1390/02/10ساعت 21:4  توسط بیانگر حقایق  | 

شهید آیت الله مطهری و دکتر شریعتی

http://dl-ansarclip.com/pictures/shohada/motahari/motahari_azamete_ashoura.jpg
شهید آیت الله مطهری در ابتدای نقدهای کوتاهی که بر جزوه اسلام شناسی دکتر شریعتی نوشته اند (الآن به صورت کتاب درآمده)، در رابطه با غالب آثار دکتر چنین یادآور می شوند :

«این جزوه مانند غالب نوشته های نویسنده، از نظر ادبی و هنری، اعلی و از نظر علمی، متوسط است و از نظر فلسفی، کمتر از متوسط و از نظر دینی و اسلامی، صفر است».

استاد مطهری و روشنفکران-ص۳۴


http://s1.picofile.com/file/6845293758/ketabroom_ir_file_506.jpg

انتشارات صدرا / چاپ دوم / ١٣٨٠ / ۴٨ صفحه

(این کتاب الآن با جلد آبی رنگ در بازار موجود است) 


شهید آیت الله مطهری در نامه معروف خود به حضرت امام چنین می نویسد:

«خوب است اطلاع داشته باشید که پس از مذاکره با بعضی دوستان مشترک، قرار بر این شد که بنده دیگر درباره مسائلی که به شخص او مربوط می شد، از قبیل صداقت داشتن و صداقت نداشتن و از قبیل التزامات عملی سخن نگویم، ولی انحرافاتی را که در نوشته های او هست، به صورت خیرخواهانه -و نه خصمانه- تذکر دهم؛ ولی اخیراً می بینم گروهی که عقیده و علاقه درستی به اسلام ندارند و گرایش های انحرافی دارند با دسته بندی های وسیعی در صدد این هستند که از او بتی بسازند که هیچ مقام روحانی جرئت اظهار نظر در گفته های او را نداشته باشد... در ماه های آخر عمر شریعتی، بنده مکرر به وسیله اشخاص مختلف به او پیغام دادم که در نوشته های تو مطالبی است بر ضد اسلام و لازم است اصلاح شود. من حاضرم در حضور جمعی صاحب نظر، یا هرطور که خودت مایل باشی به تو ثابت کنم. اگر ثابت شد، خودت آنها را –ولو بنام خودت، نه بنام من- اصلاح کن که شأن تو بالا هم خواهد رفت و الّا مجبورم از تو صریحاً و مستدل انتقاد کنم و برایت گران تمام خواهد شد».

سیری در زندگی استاد مطهری-ص ۲۲۵


شهید آیت الله مطهری در نامه معروف خود به حضرت امام خمینی :

عجبا ! می خواهند با اندیشه هایی که چکیده ی افکار «ماسینیون» مستشار وزارت مستعمرات فرانسه در شمال آفریقا و سرپرست مبلغان مسیحی در مصر و افکار «گورویچ» یهودی ماتریالیست و اندیشه های «ژان پر سارتر» اگزیستانسیالیست ضد خدا و عقاید دورکهایم جامعه شناس ضد مذهب است، اسلام نوین بسازند! پس و علی الاسلام السلام. به خدا قسم ، اگر روزی مصلحت اقتضا کند که اندیشه های این شخص [دکتر شریعتی] حلاجی شود و ریشه هایش بدست آید و با اندیشه های اصیل اسلامی مقایسه شود، صدها مطلب به دست می آید که بر ضد اصول اسلام است و به علاوه بی پایگی آنان روشن می شود.


شهید مطهری در یادداشت هایی که بر کتاب اسلام شناسی دکتر شریعتی نگاشته است چنین می نویسد:

«نویسنده «جزوه» نظر به غرور بی حد و نهایتش –همان طور که خاصیت هر مغروری است- عقده ندانستن علوم اسلامی از فلسفه، کلام، فقه، عرفان و غیره دارد و با دو نمود روانی، عقده خود را اشکار می کند؛ یکی آنکه هی مرتب اسما و عناوین را از قبیل مشبّهه، مجسّمه، وحدت وجود، کثرت وجود، حلولیّه، غنوصیّه، انوار اسفهبدیّه، و غیره تکرار می کند به علامت اینکه ما هم اهل بخیّه ایم و از طرف دیگر به شدت آن را نفی می کند و بی ارزش می خواند، در صورتی که اگر دچار چنین غرور و خودبزرگ بینی نبود، مانند هر جاهل بی خبر دیگر، نه مدعی می شد و نه انکار می کرد. ایشان برای اینکه بچه ها باور کنند که ایشان هم اهل بخیّه اند و همه را می دانند، سرفصل ها و رشته ها و فرقه ها را نام می برند برای آنکه خدای ناخواسته کسی توقع زیادتری نداشته باشد و کتابی را جلوی ایشان نگذارد که بسم الله این نیم صفحه را از فلان کتاب معنی بفرمایید، می فرمایند ولی همه این ها حالات واهی است و یک ذره معنا ندارد، نه این که معنا دارد و من نمی فهمم».

استاد مطهری و روشنفکران، ص42


--------------------------------------

http://s1.picofile.com/file/6580734404/motahari_dr_ali_shariati.jpg

--------------------------------------

http://s1.picofile.com/file/6547792752/dr_ali_shariati.jpg


+ نوشته شده در  شنبه 1389/10/18ساعت 22:43  توسط بیانگر حقایق  |