هوالحق

با سلام و عرض ادب و احترام خدمت برادران و خواهران عزیز و محترم. خصوصاً سروران عزیزی که با نظرات مخالف و موافق ما را یاری نمودند.

چند وقتی می شود که این وبلاگ را آپدیت نکرده ام. امروز می خواهم چند خطی بنویسم.

لطفاً دوستان روی این سخنان اندیشه کنند و سپس برای ما نظر بفرستند، خوشحال میشویم.


بسم الله الرحمن الرحیم

- دوستانی که اسلام و مبانی اسلامی را قبول ندارند و به علمای اسلام توهین می کنند بدانند که روی سخن ما در این وبلاگ با آنها نیست و نظرات و توهین های آنها فقط موجب خنده و انشاءالله ترفیع درجه است.

- دوستانی که به جای تفکر روی مطالب وبلاگ به علت تعصب بسیار شدید روی شریعتی، سخنانی بی منطق و بی ربط ارائه می کنند، آنها هم بدانند که مخاطب این وبلاگ نیستند، زحمت نکشند.


- بزرگواران محترم، برادران و خواهران عزیزی که حقانیت اسلام و شیعه و علمای ربانی ای مانند حضرت امام، علامه طباطبائی، شهید مطهری و ... را قبول دارند لطفاً دقت و توجه نمایند :


آیت الله شهید مطهری نابغه ای بود که علوم مختلف اسلامی را مسلط بود، تعابیر حضرت امام و مقام معظم رهبری و دیگر بزرگان درباره ایشان بسیار واضح است.

* ایشان در مسائل عمیق و مختلف اسلامی در حوزه های فلسفی و اجتماعی و اخلاقی و ... متخصص است، و سخنانی ناب و عمیق دارد، چگونه است که در مسئله شریعتی ایشان را متهم به نفهمی می کنید ؟ شهید آیت الله مطهری دکتر شریعتی را به خوبی می شناخته، با او حشر و نشر داشته، کتاب های او را خوانده بوده، بسیار با او آشنا بوده. تعابیر و جملات شهید مطهری درباره شریعتی را ببینید.


علامه طباطبایی استاد مقام معظم رهبری، آیت الله مکارم، نوری همدانی و ... است، شاگردان معروف ایشان هم که علامه حسن زاده آملی، علامه طهرانی، آیت الله جوادی آملی، آیت الله مصباح یزدی، آیت الله عزالدین زنجانی، دکتر دینانی، آیت الله انصاری شیرازی و ... هستند.

* همین مسئله در مورد علامه طباطبائی هم هست. ایشان که کتاب های شریعتی را خود مطالعه کرده بود و به شاگردان هم داده بودند برای نقد، کتاب های شریعتی را دارای اشکالات اساسی اعتقادی می دانند... استاد دینانی نقل می فرمودند که در آن جلسات علامه حسن زاده آملی نیز درباره کتاب های دکتر شریعتی نظر بسیار تند و مخالفی داشتند.

* حضرت امام خمینی که بی نیاز از تعریف و توصیف است. دو سند بسیار محکم درباره نظر ایشان درمورد شریعتی منتشر کردیم.

* علامه طهرانی عارف کامل بالله و بأمرالله هستند، که نظر ایشان درباره شریعتی را ملاحظه فرمودید.

* همچنین سیدهاشم حداد از اقدم و افضل تلامذه عارف کامل آیت الله قاضی (استاد آیت الله بهجت و بسیاری از اولیاء الهی)، که وصف مقامات ایشان به تفصیل در کتب موجود است. ایشان شریعتی را فردی گمراه و منحرف و از وابستگان به فراماسونری و انگلیس خبیث می دانسته.

* آیت الله مصباح یزدی که برای همه دوستان اصولگرا، بسیجی، حزب اللهی و مذهبی و ولایی واضح است که چقدر مقام و منزلت و علم و تقوا دارد. تعابیر مقام معظم رهبری در مورد ایشان بسیار واضح و صریح است.


اینها همه فرموده اند شریعتی منحرف بوده و کتاب هایش پر از اشکالات اساسی است.


از روز اول ما فریاد زدیم که این وبلاگ فقط جهت ارائه نقدهایی است که به شریعتی شده. قطعاً شریعتی منفی مطلق نیست و نکات مثبتی دارد، مثلاً بیان و نوشتار قوی و زیبایی دارد، مثل خیلی افراد منحرف و بی دین که منفی مطلق نیستند.

نزدیکان آیت الله شهید مطهری می گویند که برای شهید مطهری مسلم شده بود که شریعتی نماز نمی خواند و با ساواک مرتبط است. (برای ایشان با اسناد و مدارک محکم این مطلب ثابت شده بود، اما برای دیگرانی مثل مقام معظم رهبری و شهید بهشتی که این مخالفت را مثل ایشان نداشته اند با شریعتی، حتماً برایشان ثابت نشده بوده است در آن ایام)

بنده نیز از فردی که مدتی با شریعتی نزدیک بوده شنیدم که می گفت: چند روز با شریعتی در اتاقی کوچک بودیم و یقین کردیم او ابداً نماز نمی خواند.

اتفاقاً دکتر دینانی هم وقتی پیش ایشان گفتم که شهید مطهری معتقد بوده شریعتی نماز نمی خوانده، فرمودند: بله شریعتی همینگونه بود.

کتاب های شریعتی پر است از اشکالات اساسی اعتقادی و دینی که تاکنون چندین نقد بر کتاب های او نوشته شده که می توانید به آنها مراجعه بفرمایید.


آیا باز هم دوستان عزیز و مذهبی قصد دارند از شریعتی دفاع کنند ؟؟!!!

به چه حجت شرعی نام او را تبلیغ می کنید ؟؟!! اگر باعث شد جوانی کتابی از شریعتی بخواند و شبهاتی دینی برایش ایجاد شود، تا قیامت هر گناه و انحرافی به خاطر آن شبهات پیدا کند شما هم مسئولید !


(لطفاً برای ملاحظه بخشی از اسناد سخنانی که در بالا آمده مطالب وبلاگ را با دقت مطالعه بفرمایید)


دو سرور گرامی {آقایان سید مرتضی(1) و محمد(2)} در قسمت نظرات فرمودند :

(1) : ... لطف بفرمایید این کتاب رو هم مطالعه کنید. دکتر شریعتی ، جستجو گری در مسیر شدن ...

عرض می کنم : بنده این کتاب را سابقاً مطالعه کرده ام و اتفاقاً آن موقع با شریعتی مخالفت جدی نداشتم اما هرچه بیشتر در مورد دین و مبانی قرآنی عرفانی حکمی حدیث و ... مطالعه کردم بیشتر به انحرافات شریعتی پی بردم. در ضمن کتاب های خود شریعتی را هم خوانده ام.

---------------

(2) : ... در مورد شریعتی ببنید خودتان هم گفتید افرادی هستند که اصلا به اسلام و مبانی آن اعتقادی ندارد آنها هیچ. اما در نظر خیلی از حزب اللهی ها فقط چون آقا از شریعتی حمایت کرده همین برایشان کافی است که نظر بقیه علما را دور بیندازند. و این متأسفانه اشکالی است که خیلی از حزب اللهی ها دارند که حتی در مباحث علمی نیز نظر آقا فقط برایشان مهم است و لا غیر. و هر چقدر هم به آنها گفته شود آقا فقط حکمشان آنهم در مسائل حکومتی واجب الاتباع است قبول نمی کنند. البته این مسأله هم برمی گردد به ضعف در مبانی چون متأسفانه علیرغم خلوص نیت حزب اللهی ها قطعا خیلی هاشان اصلا با مبانی نظریه مترقی ولایت فقیه آشنا نیستند. بهمین خاطر است که اگر کوجکترین حرف مخالفی بشنوند بجای نقد و تجزیه تحلیل علمی می آیند فحش می دهند توهین می کنند که فلانی هم ضد ولایت فقیه است. در حالی که خودشان نیز اصلا نمی دانند ولایت فقیه چیست و مبانی و اصولش چیست.
پس پیشنهاد من این است که شما از این به بعد بجای نقل قول از دیگران(هر چند این نقل قولها نیز باشد) وارد نقد خود کتب و مطالب شریعتی شوید اثرش خیلی بیشتر است.

عرض می کنم : بسیار درست فرمودید، متاسفانه حقیقتی است این مطلب، گرچه سخن یا رفتاری که ذره ای باعث تضعیف مقام ولی فقیه و حضرت آقا بشود قطعاً حرام است. اما سخن بنده با این سروران مکرم که تابع نظرات مقام معظم رهبری هستند (در تمام مسائل (غیر حکومتی) قرآنی فلسفی و عرفانی و فقهی و کلامی... )، این است :

عزیزان من، سالها پیش مقام معظم رهبری که از همان موقع تا الآن به لطف خدا همیشه شخصیت حقوقی بالایی در کشور دارند، در مورد یک فرد نظری داشته اند و بیان کرده اند. شما از کجا می دانید الآن هم نظر ایشان همین است ؟!!؟ اصلاً خود ایشان به اینجور تعصب ها راضی نیستند ! شما بزرگمردی مانند آیت الله مصباح یزدی که عمار و بیشتر از عمار هستند برای رهبری را مگر نمی شناسید ؟!! ایشان تندترین و شدیدترین مخالفت با شریعتی را بیان می کند، مصاحبه می کند، در کتاب ها می آورد... ایشان بصیرت ندارد ؟؟!!

آیت الله مصباح می فرمایند : گروهک فرقان که بازجویی می شدند یکی از علت های ترور شهید مطهری را مخالفت ایشان با شریعتی و شهید ندانستن او اعلام کرده بودند. ایشان شریعتی را عامل مهمی در برخی انحرافات فکری می داند و ...

تعصب و بسته فکر کردن و آزاد اندیش نبودن را نه دین ما تأیید می کند نه رهبر معظم و بزرگوار و محبوب ما.

چون یک فکری در جامعه رایج است دلیل بر صحت آن است ؟ خیلی حرام ها و منکرهای دیگر هم در جامعه جاری و ساری است و جا افتاده است.

اما در مورد نقد محتوای مطالب دکتر شریعتی :

بنده چند خط بالاتر عرض کردم که چندین کتاب در مورد نقد مطالب کتاب های شریعتی نوشته شده است.

از جمله همین نقدهای شهید آیت الله مطهری بر کتاب اسلام شناسی دکتر شریعتی که البته به علت شهادت ایشان ادامه نیافت و اندک است.

اما چشم، اگر توفیقی شود به نقد محتوای مطالب شریعتی هم می پردازیم. اگرچه زیاد اهمیتی هم ندارد.


-----------------------------------------------


یک نکته در مورد جملات ادبی و زیبای دکتر علی شریعتی :

بسیاری از این جملات به ظاهر زیبای ایشان در غایت سستی و انحراف و بی پایگی هستند... خصوصاً برخی جملات معروف ایشان.

جناب استاد پناهیان مانند جناب دکتر حسن عباسی، دکتر رحیم پور ازغدی، استاد خسروپناه و برخی اندیشمندان حوزوی و دانشگاهی دیگر، در سخنرانی هایشان نقدهایی جدی به مطالب دکتر شریعتی مطرح می کنند.

*** در آخرین مورد که بنده دیدم، در برنامه بسیار زیبا و مفید سمت خدا (شبکه 3) مجری برنامه به مناسبت ایام محرم جمله ای از دکتر شریعتی بدون ذکر نام دکتر خواند ("... افسوس به جای افکارش زخم‌هایش را نشان‌مان دادند و ...")، و نظر استاد پناهیان درباره این جمله را جویا شد و جناب حجت الاسلام والمسلمین پناهیان در توضیح و تبیینی بسیار زیبا، غلط بودن و انحراف و سستی شدید این جلمه را بیان نمودند.


شخصیتی که در غرب جامعه شناسی خوانده و خوب هم به جامعه شناسی و تاریخ مسلط بوده اما درمورد اسلام و مبانی دینی اصلاً اطلاع کافی نداشته و کاملاً از لحاظ دینی بی سوادانه سخن گفته. پدرش روحانی بوده اما با یک دختر بی حجاب ازدواج می کند و سالهای سال در ایران و اروپا زنش بی حجاب بوده (حدیثی که می فرماید آنکه غیرت ندارد دین ندارد اینجا قابل تأمل است) و به نماز و احکام دیگر شریعت هم تقیدی محکم نداشته، امام خمینی او را مسلم نمی دانسته و و و ... ؛ دفاع از او و تبلیغ شخصیت و آثار پر از انحراف او چه معنی ای دارد؟


همه اینها را با سند خدمتتان عرضه کردیم. لطفاً اگر بیانی منطقی دارید بفرمایید. اگر نه لطفاً تعصب را کنار گذاشته و بپذیرید.

نقد شریعتی انحرافات دکتر شریعتی از نظر امام خمینی شهید مطهری علامه طباطبایی آیت الله مصباح پناهیان

 

 

«... دكتر علي شريعتي به حسن الامين (1) گفته مدركي براي وصايت حضرت علي نداريم و امين عصباني شده و در جواب گفته ژنرال فرانكو (2) براي خود جانشين تعيين نموده، چطور حضرت محمد براي خود جانشين تعيين نكرده و با عصبانيت حسينيه ارشاد را ترك نموده است... .» (3)

 

 

 

(1) علامّه، «حسن الامين»، مورّخ و نويسنده »دايره المعارف اسلامي شيعه» است. وي فرزند علاّمه سيد محسن الامين، فقيه و مرجع بنام لبنان بود.

(2) ژنرال فرانسیسکو فرانکو (۱۸۹۲-۱۹۷۵)
ديكتاتور اسپانيا بود . او پس از جنگ داخلياین کشور، از ۱۹۳۹ ميلادي، تا هنگام مرگش در ۱۹۷۵ ميلادي بر اسپانیا حکومت کرد.

(3) شريعتي به روايت اسناد ساواك، ج 2، ص38

 

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/9387/C/13890226_199387.jpg

 

 

3مگابایت / حتماً حتماً دانلود کنید

استاد علیرضا پناهیان / فرمت:wmv

4دقیقه

دانلود

 

 

 

http://s2.picofile.com/file/7183053545/navigation_down_button_red.pnghttp://s2.picofile.com/file/7183053545/navigation_down_button_red.pnghttp://s2.picofile.com/file/7183053545/navigation_down_button_red.png

نظر شهید مطهری درباره شریعتی

 

نظر آیت الله مصباح درباره شریعتی

 

نظر امام خمینی درباره شریعتی

 

نظر علامه طباطبایی درباره شریعتی

+ علامه طباطبایی و ماجرای نپذیرفتن دکتر شریعتی

 

نظر سیدهاشم حداد و علامه طهرانی درباره شریعتی

 

نظر بزرگانی مثل علامه حسن زاده آملی و دکتر دینانی و استاد پناهیان درباره شریعتی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اساتید معنوی! دکتر علی شریعتی در گفته های خودش :

 

 

(پرفسور لوئی ماسینیون) استاد بزرگوار و نابغه من که خیلی چیزها از او دارم و در ساختمان من دست داشته است (کویر:78/2) پیرمرد چه قدر مقدس و عالی و شرافتمند و انسان بود (کویر:82/11) من در حضور او خود را در برابر یک روح بزرگ و یک انسان فرا ترویک خوبی مطلق و متعالی و یک انسان نفیس و بسیار کمیاب می یافتم (کویر:83/10) ممکن بود من بمیرم و هرگز چنو مردی را که به یک اعجاز می مانست نبینم؟ چه وحشت آور بود تصور آنکه ممکن بود چنین حادثه ای پیش نیاید (کویر:88/5)این روحها در کالبد من حلول کرده اند (کویر:88/15) براستی این قلب اواست که در سینه من می طپد (کویر:88/9)جلای سپیده دمی خدایی داشت و به او شکوه و قداستی خارق العاده می بخشید(کویر:79/10) او یک کاتولیک متعصب بود، مسیحی بودن در آب و گل او بود (کویر:95/16)

من (گورویچ) را تعظیم می کردم اما ماسینیون را تقدیس
(کویر:84/10) گورویچ که نگاهی جامعه شناس به چشمان من بخشید... و پروفسور(برک) که مذهب را نشانم داد (کویر:90/14) – (لوفور) – (سارتر) – (گورویچ) مغزم را پر می کردند، عقلم را سیر می کردند، مرا اندیشیدن می آموختند... ماسینیون را دوست می داشتم به او ارادت می ورزیدم، روحم را سیراب می کرد، قلبم را پر می کرد(کویر:ص84) این یهودی کمونیست سابق فراری روس که زندگیش به افسانه شبیه بود با لنین و تروتسکی همکار و همرزم بود(کویر:84/1)

(برگرفته از کتاب وسواس خنّاس ، تألیف مرحوم حجت الاسلام شیخ قاسم اسلامی)

 

 

 

 

 

نقد مختصری بر اسلام شناسي دكتر شريعتي


مؤلف: احمد اسدنژاد
نوبت  چاپ يكم
تاريخ چاپ:بهمن 1387
شمارگان: 2000 نسخه
قيمت: 2000 تومان
 شابك : 2 – 478 – 330 – 964 – 978 .
كليه  حقوق براي مؤلف محفوظ است 

 


پيش گفتار

آنچه پيش روی شما است ارزيابی و نقد برخی گفتار‌های استاد دکتر علی شريعتی در کتاب اسلام شناسی است. چنين به نظر می‌رسد که نويسنده‌ی آن تصميم داشته است با نگرشی جامعه شناسانه ـ که البتّه رشته‌ی مطالعاتی ايشان بود ـ به شناخت تازه‌ای از اسلام دست يابد و تحليل‌هاي نوي ارائه کند. به همين سبب ناچار در همه‌ی عرصه‌های اسلامی (مبانی دين، حديث، تاريخ، اعتقادات و...) قلم فرسايی شده است و شايد همين اظهار نظرهای پراکنده گاه نويسنده را به حوزه‌هايی وارد ساخته است که بدان آشنايی کامل نداشته است.

شيوايی گفتار و مهارت بيان و نگارش و آشنايی با دانش جامعه‌شناسی از امتيازات دکتر علی شريعتی بود و اگر فردی به صداقت و خير خواهی ايشان در هدايت نسل جوان اعتقاد داشته باشد می‌تواند بپذيرد که اگر وی با اطلاعات تاريخی بيشتری بدين حوزه وارد می‌شد و از اظهار نظر در مسايلی که بدان آگاهی کامل نداشت پرهيز می‌کرد، در اين زمينه می‌توانست تحليل‌های علمی دلپذير و شگرفی ارائه کند.

اين نگاشته در پی عيب‌يابی آثار ايشان نيست. هدف آن است كه  حقيقت در آن جنبه‌ها که ايشان به اظهار نظر نادرست پرداخته است، روشن شود تا مباد که فردی با مطالعه‌ی آثار ايشان به راه خطا رود و از طريق انصاف دور بماند.

اگر در نگاشته‌ها و تحليل‌هاي ما اشتباه و انحرافي مشاهده فرموديد با بزرگواري خود بر ما خرده نگيريد و پيشنهاد و انتقاد خود را در ميان گذاريد، كه مشتاقانه از آن استقبال خواهيم كرد.

پيشتر، از استاد ارجمند جناب آقای دکتر محمد رضا فاخری و حديث‌شناس فرزانه دانشمند محترم آقاي حاج شيخ مرتضی فرج‌پور كه در تكميل اين كتاب حقير را ياری نمودند، تشکر می‌کنم. خداوند همه‌ی ما را از فضل نعمت هدايت بهره‌مند سازد.

 احمد اسدنژاد
29/10/1387

 


متن کامل اين کتاب در ۱۵ بخش تقطيع شده است.

بخش اول

بخش دوم

بخش سوم
بخش چهارم

بخش پنجم

بخش ششم

بخش هفتم

بخش هشتم

بخش نهم
بخش دهم

بخش یازدهم

بخش دوازدهم

بخش سیزدهم
بخش چهاردهم

بخش پانزدهم

 

 

 

 

 

 

 

 عکس : قبر یکی از قاتلان شهید مطهری

 

وفا قاضی زاده، عضو گروه فرقان و همراه محمدعلی بصیری(ضارب شهید مطهری) و راننده خوردوی حامل تروریست های فرقان که در حین دستگیری در تاریخ 4 بهمن 1358 کشته شد.

 

 

به بیانات حضرت آیت الله مصباح یزدی درباره این قاتلان رجوع کنید

و تأثیرپذیری این جماعت از شریعتی را ملاحظه کنید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دکتر شریعتی جملات زیبا / پرسش و پاسخی درباره دکتر علی شریعتی

http://s1.picofile.com/file/6563373238/porseshpasokh_bebinid.gif

هنگام سرچ در گوگل به طور اتفاقی سایت مکتب وحی مربوط به فرزند دوم علامه طهرانی را دیدم که در صفحه اول سایت در قسمت تازه های پرسش و پاسخ، سوال و جوابی در مورد دکتر شریعتی وجود داشت. آن پرسش و پاسخ را در وبلاگم قرار می دهم :

پرسش - انحراف دکتر علی شریعتی در انظار و کلمات بزرگان

بسم الله الرحمن الرحیم با سلام فراوان. شخصی از حقیر سؤالی کردند که چرا در کتاب رساله لب لباب از شهید مرتضی مطهری اینقدر تعریف شده در حالیکه وی تقریباً حکم قتل آقای شریعتی را صادر کردند برای حقیر هم این سؤال پیش آمد که آقای شریعتی هر چقدر هم که نفس بدی داشته باشند چرا آقای مطهری باید این کار را بکنند. لطفاً این موضوع را برای حقیر و آن شخص باز کنید. آیا اصلاً این حرف صحت دارد یا نه؟ با تشکر فراوان

پاسخ

هو العلیم آقای شریعتی فردی منحرف و از موازین تشیّع به دور بود. بزرگانی همچون علامه طباطبائی و مرحوم والد و مرحوم مطهری و غیرهم حکم به انحراف ایشان داده بودند و نیز مرحوم امام خمینی چنانچه در جلد سوم نهضت امام خمینی تألیف آقای حمید زیارتی (روحانی) آمده است گفته اند: من اصلاً او را مسلم نمی دانم، و در سفری که مرحوم حداد رضوان الله علیه به سوریه داشتند روزی بر سر قبر او آمدند و فرمودند: عجب ظلمتی دارد! امّا با تمام این اوصاف مرحوم مطهری هیچگاه حکم به قتل نداده اند و این مطلب افتراء به ایشان است. مرحوم والد پس از مرگ او فرمودند: شریعتی به تیر غیب به هلاکت رسید و اینکه می گویند او را سم داده اند تماماً کذب محض است چنانچه عنوان شهید بر او خلاف شرع می باشد.


ادامه نوشته

امام خمینی و دکتر علی شریعتی / نظرات / سخنان / دیدگاه

پسر حضرت علامه شهید مطهری (دکتر علی مطهری) می گوید: روزی در منزل از پدرم پرسیدم نظر امام خمینی در مورد دکتر شریعتی چیست ؟ فرمودند : نظر امام از نظر من تند تر است .

(سیری در زندگانی شهید مطهری، ص 230)


از ویژگی های حضرت امام این بود که به عنوان رهبر مبارز می بایست همه نیروهایی که به نحوی می توانستند در ساقط کردن رژیم گذشته نقشی داشته باشند را به کار بگیرند و نگذارند از این جهت اختلافی بوجود بیاید و هر نوع حرکت دیگری که با این هدف سازگار نبود، آن را تأیید نمی کردند. در آن وقت، تمام توجه ایشان متمرکز در این جهت بود. با این که گهگاهی از طرف مرحوم مطهری یا به وسیله نامه یا حضوراً مطالبی بیان شده بود، اما ایشان عملاً در سطح جامعه چیزی ابراز نمی کردند.

بله ! شنیدم (حضرت امام) نامه ای به آقای مطهری نوشته بودند که شخص معهود را که شریعتی باشد یا اصلاحش کنید یا بیرونش. ولی صلاح نمی دانستند خودشان در سطح عموم چیزی را مطرح کنند که باعث کندی حرکت مبارزه شود، چون شاید اکثر کسانی که در مبارزه شرکت داشتند به نحوی متأثر از افکار شریعتی بودند و اگر می خواستند کلیه اینها را کنار بزنند، علی می ماند و حوضش.

متأسفانه بعد از انقلاب هم با اینکه مطالب نسبتاً صریحی از حضرت امام شنیده شد، باز هم کسانی بر مشی خودشان باقی ماندند و هنوز هم در دستگاه های عالی کشور کسانی هستند که این افکار را دارند و تأیید می کنند.

قبل از پیروزی انقلاب، حضرت امام مطرح شدن مسئله ای غیر از رژیم را صلاح نمی دانستند و نهایت چیزی که انجام دادند، یک چیز کلی بود که نیروهای غیر اسلامی در بین مسلمین نفوذ نکنند، ولی شواهد و فرمایشات خصوصی که از ایشان شنیده شده بود، دالّ بر این بود که اگر اصل مبارزه مطرح نبود و اینکه باید تمام افکار در همین مسیر متمرکز بشود، ایشان خیلی چیزها را می فرمود ند . شواهدی بود که دلالت بر این مطلب می کرد.

یکی از کسانی که به این مسأله توجه پیدا کرده بود، مرحوم حاج آقا مصطفی بود که شدیداً با این حرکت، یعنی رواج افکار شریعتی مخالف بود و مطالبی نقل شده که داعی ندارم نقل بکنم. کسانی که با ایشان ارتباط نزدیک داشتند، هنوز هستند و می شود از این ها سوال کرد که خط و مشی ایشان چه طور بود؟ چگونه برخورد می کرد و چه چیزهایی درباره شریعتی فرموده بود؟ آنچه از خود امام در این زمینه ها نقل شده، دو نکته است که به آن اشاره می کنم :


سندی موجود است که هر شخص بی طرف و بی غرضی اگر دقت کند، آنچه باید بفهمد را خواهد فهمید. آن سند درباره مرگ شریعتی است که عده ای از دانشجویان مقیم اروپا و امریکا مرگ شریعتی را به حضرت امام تسلیت گفته بودند، ایشان با اینکه مقید بودند به هر نامه ی ولو کوچکی جواب بدهند، جواب این را ندادند. بالاخره چند نفر به نمایندگی آنها به سرکردگی دکتر ابراهیم یزدی از امریکا به عراق می روند و 10 تا 12 روز در نجف می مانند و خیلی اصرار که یک جوابی باید به این دانشجویان بدهید و الّا اینها اصلا از انقلاب و اسلام منزجر می شوند و می گویند یعنی چه که ما تسلیت گفتیم و آنها جوابی به ما ندادند؛ اما امام زیر بار نمی رفتند و بالاخره با فشارهای زیادی حاضر شدند چند کلمه ای به عنوان جواب بنویسند. جوابش در اسناد هست، مضمون آن چنین است که «نامه ها و تلگرافاتی که آقایان به مناسبت فقد دکتر علی شریعتی فرستاده بودند، رسید.» بعد هم شروع کرده بودند به نصیحت کردن.

امام آن طور که این ها دلشان می خواست و شهادت، شهادت، می کردند، نفرموده بودند شریعتی شهید شده و نفرمودند که او یک شخص مبارز، متعهد و چنین و چنان بوده و حتی از این که کلمه «مرحوم» را به کار ببرند، خودداری کردند. فقط همین : «به مناسبت فقد دکتر شریعتی...» که «فقد» با این که یک فردی مرگ کاملاً عادی داشته باشد یا یک جایی گم بشود یا به حق یا باطل کشته بشود، با همه چیز سازگار است. این کلمه هیچ دلالتی به این که ایشان تأثّری از این جریان دارند و گمشده و یا ناراحتی دارند، هیچ چیز از این فهمیده نمی شود. ایشان حتی کلمه ی احترام آمیز «مرحوم» که در فرهنگ ما رایج است را نیز به کار نبردند که این موجب تأثّر بعضی ها شده بود و

http://dl-ansarclip.com/pictures/emam_khomaini/Emam_126.jpg

(سید حمید روحانی از اعضای دفتر امام خمینی در نجف و رئیس سابق مرکز اسناد انقلاب بوده است و در حال حاضر رئیس بنیاد تاریخ پژوهی ایران معاصر است)

یکی از آقایانی که الآن حیات دارد (آقای سید حمید روحانی) رفته بود نزد امام، گفته بود : خوب بود اقلاً یک کلمه ی مرحومی شما می نوشتید، این که تأییدی نمی شود. ایشان نقل می کند که امام فرمودند: «اگر او را مسلم می دانستم، می نوشتم!» این نقلی است که آقای سید حمید روحانی می کند* و من ایشان (آقای سید حمید روحانی) را آدم راستگویی می دانم. حالا به فرض هم که این نقل قول صحیح نباشد، خود این عبارتِ نامه ی حضرت امام هم نشان می دهد که نظر ایشان چه بوده، چرا که در یک چنین موقعیتی که امام کاملاً باید از این جریان بهره برداری بکند، اگر جایی بود که رژیم متهم بشود و رژیم دستی داشته در این کار، یک اشاره ای باید داشته باشد، اقلاً بگوید مرگ مشکوک و اگر کوچکترین احترامی برای او قایل بودند، باید یک کلمه ی مرحومی به کار ببرند. هر عاقلی از این عبارت می فهمد که نظر حضرت امام چه بوده ولی متأسفانه با جار و جنجال همین را بالاترین تأیید نسبت به شریعتی تلقی کردند و تبلیغات کردند که امام، شریعتی را تأیید کردند. چند نمونه دیگر هم هست که چون نقل شخصی است و سند کتبی ندارد، نقل نمی کنم.

یک قسمت دیگر تعرضاتی است که حضرت امام نسبت به مطالب او داشتند ...

ادامه دارد

*حجه الاسلام والمسلمین سید حمید روحانی در گفتگو با نویسنده بر صحت نقل و قول آیت الله مصباح از ایشان تاکید کرد .

نقل از حضرت آیت الله مصباح یزدی - منبع : کتاب گفتمان مصباح ص263 - 266